. رفق و مدارا در سيره نبوي - مدارا

سایت بنیاد مدارا و تدبیر

 
 

 
سایت های نزدیک به مدارا و تدبیر:


 
سایت بنیادآزادی،رشد و آبادانی ایران(باران)


سایت بنیاد باران خراسان رضوی

 
نایب علی قانعی
بنیاد دلاوران ایران زمین(دلاویز)

روزنامه سرمایه(دیدگاه رقابتی)


روزنامه خراسان(اخباراستان های رضوی،شمالی وجنوبی)


وبلاگ"اثیر"(یافته های جدید مدیریتی)


سایت سازمان مدیریت صنعتی


سایت مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد-تهران


موسسه عالی آموزش وپژوهش مدیریت وبرنامه ریزی


سایت سازمان مدیریت فرا


روزنامه نیویورک تایمز


روزنامه واشنگتن پست


روزنامه ایندیپندنت


خبرگزاری میراث فرهنگی وگردشگری


سایت سازمان هواشناسی کشور


سایت باشگاه اندیشه

 
 
آخرین اخبار
Home arrow صفحه اصلی arrow فرهنگ ایرانی arrow رفق و مدارا در سيره نبوي
رفق و مدارا در سيره نبوي چاپ ارسال به دوست
نویسنده : ناصر شكريان   
1388/10/15 ساعت 17:02:09

 

رفق و مدارا براي جامعه بشري ضرورت دارد پيامبر اعظم مدارا را نيمي از زندگي و كمال اخلاقي معرفي فرمود . واژه كوتاه مدارا بسياري از فضائل اخلاقي ( از قبيل فروتني ، بردباري ، دوري از كينه توزي ، ترك ستيزه جويي ، آسان گيري ، مقابله به خوبيها و ... ) را در بر مي گيرد . يكي از علل پيشرفت اسلام ، مداراي پيامبر اعظم با مردم بود كه سبب جذب آنان به اسلام و جامعه جاهلي آن روز كه مظهر خشونت و كينه توزي و دشمني بود شد .

رفق و مدارا يكي از صفات برجسته انساني است كه خداوند اين ويژگي را در قرآن به عنوان نعمت و رحمت الهي قلمداد فرمود . " فبما رحمه من الله لنت لهم"

پيامبر رحمت در مسائل شخصي نرم و ملايم و اهل مدارا بود اما در مسائل اصولي اهل سازش و مداهنه و انعطاف نبود .

با توجه به اينكه پيامبر اعظم در قرآن كريم به عنوان الگو و اسوه عصر ها و نسل ها معرفي شده است هر فرد مسلمان بايد سيره آن حضرت از جمله رفق و مدارا را در تمام شئون زندگي الگوي خود قرار دهد .

 معناي رفق و مدارا

رفق در لغت به معناي نرمي و ملاطفت و مهرباني و مدارا هم به معني نرمي و ملايمت و مهرباني و تحمل و بردباري است[1] .

نرمش و مدارا در قرآن كريم و سخنان معصومين (ع) با سه واژه " لين ، الرفق و مدارا" بيان شده است .

مرحوم نراقي از علماء اخلاق بر اين باور است كه مدارا اندك تفاوتي با "رفق" و "لين" دارد لذا فرمود :

مدارا در معني نزديك به رفق است اما در مدارا تحمل آزار مردم است و در رفق نيست[2] .

غزالي در اين باره مي گويد : نرم خويي ويژگي پسنديده و نتيجه اخلاق نيكو و سلامت روح است و صفت مقابل آن درشتي و تندي است كه در اثر خشم و غضب پيش مي آيد .

 جايگاه و اهميت رفق و مدارا

برخي از دانشمندان مي گويند : نرمش و مدارا براي زندگي انسان ضروري است و انسان در زندگي روزمره بايد با كساني كه با آنان سر و كار دارد به مدارا رفتار نمايد و در حقيقت رفق و مدارا در هرگونه رابطه و تعامل انساني چه روابط خانوادگي و چه روابط مناسبات اجتماعي ، مهمترين قاعده در تنظيم درست روابط و تعامل هست و راه جلب دوستي مردم است و اگر كسي با مردم تند خويي كند زندگي بر خود او تنگ مي شود و صفاي زندگي از بين مي رود .

لذا پيامبر اكرم (ص) رفق و مدارا را نيمي از زندگي معرفي كرد و فرمود : " الرفق نصف العيش " [3]

مدارا كردن با مردم نيمي از زندگي را تشكيل مي دهد .

رفق و مدارا در سيره اجتماعي رسول خدا نقش مبنايي داشته و مايه دوام مناسبات صحيح اجتماعي بوده است و برخوردهايي از سر رفق و ملايمت و به دور از درشتي و خشونت ، پيامبر اعظم در عرصه جامعه ، سازنده ترين عنصر در اصلاح جامعه و روابط و مناسبت اجتماعي بود .

امام صادق (ع ) در اهميت رفق به نقل از پيامبر اعظم فرمود : "جاء جبرئيل الي النبي(ص) فقال يا محمد ربك يقرئك السلام و يقول لك دار خلقي"[4]. پروردگارت سلام مي رساند و مي فرمايد با خلق من مدارا كن .

خود پيامبر اعظم نيز درباره جايگاه رفق فرمود : " من اعطي حظه من الرفق فقد اعطي حظه خير الدنيا و الاخره و من حرم حظه من الرفق فقد حرم حظه من خير الدنيا و الاخره" [5].

به هر كس بهره اي از رفق عنايت شود ، نصيبش خير دنيا و آخرت است و اگر محروم از رفق باشد محرم از خير دنيا و آخرت خواهد بود .

و در بيان نوراني ديگر فرمود : هر گاه دو نفر با يكديگر همسفر شدند آن كس كه با ديگري رفق و مدارا پيش گيرد نزد خدا محبوبتر و پاداشش عظيم تر است [6].

 

رفق و مدارا كمال اخلاقي

واژه کوتاه مدارا بسياري از فضيلت ها را در درون خود جاي داده است از قبيل فروتني ، انسان دوستي ، بردباري و خويشتن داري ، فرو بردن خشم ، دوري از كينه توزي ، دوري از خشونت و سخت گيري ، ترك ستيزه جويي ، پرهيز از دشنام گويي ، آسان گيري و بالاخره مقابله به نيكي در مقابل بديها ، اين فضائل مانند هاله اي مدارا را در بر گرفته است .

لذا خداوند در قرآن با عظمت از آن ياد فرمود و نشانه رحمت خودش قلمداد نمود .

" فبما رحمه من الله لنت لهم ". در پرتو رحمت الهي نرم شدي .

خود پيامبر اعظم فرمود : " ان الرفق لا يكون من شي الا زانه و لا ينزع من شي الا شانه"

اگر ويژگي رفق در كسي باشد باعث آراستگي اخلاقي او و اگر در كسي نباشد براي او كاستي در اخلاق به حساب مي آيد .

 

نقش رفق و مدارا در پيشرفت اسلام

نرمش و مدارا با مردم ، كليد اصلاح جامعه است و پيامبر رفق و رحمت توانست با اين ويژگي جامعه آن روز را كه مظهر خشونت و كينه و دشمني بود متحول سازد و موجب گسترش اسلام شود و اساسا بدون رفق و مدارا فرصت هدايت حاصل نمي شود و لذا خداوند متعال هم در قرآن رفق و مدارا را يك نعمت بزرگ قلمداد و به نقش اساسي آن اينگونه اشاره فرمود:فبما رحمه من الله لنت لهم ولوكنت فظّا غليظ القلب لانفضوا من حولك[7].

در پرتو رحمت الهي در برابر آنان نرم و مهربان بودي و اگر خشن و سنگدل بودي از اطراف تو پراكنده مي شدند .

خود آن حضرت فرمود : من براي تحقق رسالت خود مامور به رفق و مدارا با مردم شدم .

" امرني ربي بمداراه الناس كما امرني بتبليغ الرساله" [8]. پرودگار من مرا به مدارا با مردم فرمان داد همانطور كه مرا به تبليغ رسالت فرمان داد .

امام صادق (ع) هم از پيابر اعظم نقل كرد . " امرني ربي بمداراه الناس كما امرني باداء الفرائض"[9]

خداوند به من دستور داده كه با مردم به مدارا رفتار نمايم همانطور كه مامور به اداء فرائض هستم .

در حقيقت پيشرفت دين در صدر اسلام مديون خلق عظيم پيامبر اكرم است . پيامبر توانست با اين ويژگي ، جامعه آن روز كه مظهر خشونت و كينه و دشمني بود متحول سازد و اتحاد ، پيوند و الفت در ميان آنان برقرار كند و آنان را گرد هم آورد و تحولي را در جامعه جاهلي آن روز ايجاد كند . هيچ چيز به اندازه رفق و مدارا در اصلاح روابط اجتماعي و مناسبات انساني موثر نيست لذا پيامبر خدا فرمود : ما جمعيت پيامبران مامور شديم كه با مردم به مدارا رفتار نماييم .

" انا امرنا معاشرالانبياء بمداراه الناس كما امرنا باقامه الفرائض" [10]

پيامبران مامور شدند در روابط اجتماعي و مناسبات هدايتي خويش اينگونه باشند كه با رفق ومدارا پر و بال رحمت و محبت خود بگسترانند و اصولا سياست الهي پيامبران و راه رسم انان بر رفق و مدارا استوار است كه حضرت امير مومنان (ع) فرمود : " راس السياسه استعمال الرفق[11] . سر سياست به كار بردن رفق و مداراست لذا آن حضرت در بيان ديگر فرمود : " نعم السياسه الرفق" [12]. رفق و مدارا خوب سياستي است .

آن حضرت در توصيه به كارگزاران نيز فرمود : " اذا ملكت فارفق" [13] . هرگاه زمامدار شدي بايد رفق و مدارا پيش گيري چه اينكه با رفق و ملايمت مشكلات سخت ، برطرف خواهد شد .

الرفق ييسر الصعاب و يسهل شديد الاسباب[14] . با رفق و ملايمت ، دشواري ها آسان و عوامل و موانع سخت ، سهل مي گردد .

لذا خود پيامبر رحمت فرمود : " من يحرم الرفق يحرم الخير"[15] .كسي كه صفت مدارا را ندارد خود را از بسياري از كمالات محروم كرده است .

 

رفق و مدارا در سيره پيامبر رحمت

رسول اكرم جلوه تمام عيار رفق و مدارا بود . و همواره در رفتار و سيره اجتماعي آن حضرت ، چه در بعد داخلي و چه بين المللي كاملا مشهود بود .

خداوند متعال در يك جمله كوتاه اخلاق نيك پيامبر اعظم را اينگونه مي ستايد .

" انك لعلي خلق عظيم" [16]

اي پيامبر تو بر اوج قله هاي اخلاق و فضيلت قرار گرفته اي كه بر همه انبيائ برتري داري در مقامي هستي كه جبرئيل امين و فرشتگان وحي بدان جايگاه راه ندارند .

از علي (ع) درخواست شد كه اخلاق پيامبر را توصيف نمايد . فرمود :

خداوند تمام نعمتهاي دنيا را قليل و كم مي داند . "قل متاع الدنيا قليل" [17]

و بعد فرمود اگر بخواهيد نعمتهاي خدا بشماريد نمي توانيد . "و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها"

اما درباره اخلاق پيامبرش فرمود : " انك لعلي خلق عظيم". سپس فرمود : من چگونه چيزي كه خداوند بزرگ آن را عظيم مي داند بيان كنم .

امام حسين (ع) از پدر بزرگوارش درباره ويژگي رسول خدا چنين نقل كرده است .

" كان رسول الله دائم البشر سهل الخلق لين الجانب ليس بفظ و لا غليظ" [18]. هميشه خوش رو و خوش برخورد و نرم خوي بود خشن و درشت خوي نبود .

لذا در قرآن نرم خويي و مداراي پيامبر ، رحمت و نعمت الهي قلمداد و با عظمت از آن ياد شده است .

" فبما رحمه من الله لنت لهم" [19]. در پرتو رحمت الهي در برابر آنان نرم و مهربان شدي .

انس ابن مالك در توصيف پيامبر رحمت مي گويد : " كان رسول الله من اشد الناس لفظا بالناس" [20]. رسول خدا از همه مردم نسبت به آنان لطف و عنايت پبيشتري داشته است .

پيامبر رحمت در سخت ترين شرائط در جنگ احد با آن همه مصيبت ، وقتي كه خليفه دوم از پيامبر خدا درخواست كرد كه در حق قوم نفرين كند همانطوري كه نوح براي قوم خود نفرين كرد ، پيامبر رفق و مدارا نه تنها تقاضاي عذاب نكرد بلكه دست به دعا برداشت و عرضه داشت : " اللهم اغفر لقومي فانهم لا يعلمون" [21]

پروردگارا قوم مرا ببخش كه آنان نمي فهمند .

رفق و مدارا و گذشت و عفو در سيره آن حضرت آن قدر فراگير بود كه با آنان كه سالها با او دشمني كرده و كينه ورزيده بودند ، هرگونه ظلم و ستم و غارت نسبت به پيامبر و يارانش انجام دادند ، عموي بزرگوار آن حضرت را با آن وضع دلخراش به شهادت رساندند . اما در روز فتح مكه با آنكه پرچم اسلام در دست سعد بن عباده بود و اين رجز را خواند .

" اليوم يوم الملحمه اليوم تستحل الحرمه". امروز روز جنگ و كشتار و انتقام است . امروز روز شكسته شدن حرمتهاست . اما پيامبر اعظم ، علي (ع) را ماموركرد تا پرچم اسلام را از سعد ابن عباده بگيرد و وارد شهر مكه شود . فرمود : " اليوم يوم المرحمه". امروز روز رحمت و مهرباني است . در آن روز كه همه چشم ها به پيامبر دوخته بود آن پيامبر رفق و مهرباني فرمود : " يا معشر قريش ما ترون اني فاعل فيكم". اي جمعيت قريش تصور مي كنيد من با شما چه رفتاري انجام دهم . عرض كردند جز نيكي در تو سراغ نداريم فرمود : " اذهبوا انتم الطلقاء". برويد ، همه آزاد هستيد.

با آنكه سران مكه چندين سال ياران پيامبر را زير بدترين شكنجه قرار داده بوند و پيروان آن حضرت را مجبور به ترك وطن كردند چندين سال با محاصره اقتصادي در شعب ابي طالب سخت ترين روز را بر آن حضرت و يارانش تحميل كردند . اموال و دارايي طرفداران پيامبر را غارت كردند چندين جنگ راه انداختند عزيزترين ياران و اقوام پيامبر را كشتند . در بيشترين شورشها در جنگها دست داشتند و خود حضرت را بارها مجروح كرده بودند . با اين سابقه وقتي وارد مكه شدند همه انتظار انتقام داشتند اما پيامبر رحمت نه تنها همه مردم مكه را بخشيد بلكه فرمود : من همان كلام برادرم يوسف را مي گويم : " لا تثريب عليكم اليوم يغفرالله لكم و هو ارحم الرحمين" [22].

امروز روز سرزنش نيست . خدا شما را مي آمرزد و او مهربانترين مهربانهاست .

علي (ع) در توصيف مداراي پيامبر فرمود : " كان الينهم عريكه" [23]. پيامبر نرم خوترين مردمان بوده است . رسول اعظم هنگام سفر معاذ به يمن توصيه فرمود : "عليك بالرفق و العفو [24].

با مردم مدارا كن و بديهاي آنان را ببخش .

يكي از مصاديق رفق و مدارا رعايت حالت ديگران است لذا خود پيامبر رفق و مدارا در نماز و خطبه مراعات اضعف المامومين را مي كرد .

" كان اخف الناس من تمام و اقصر الناس خطبه". نمازش را از همه سبك تر و خطبه اش از همه كوتاهتر مي كرد .

وقتي كه حضرت امير (ع) از پيامبر رحمت سوال كرد چگونه با مردم نماز بخوانم فرمود : در حد ناتوان ترين آنها و خود اميرالمومنين (ع) نيز به مالك اشتر سفارش فرمود : در نماز جماعت با مردم مدارا كن و با طولاني كردن نماز مردم را پراكنده نساز[25].

 

نكته قابل توجه

پيامبر خدا در مسائل شخصي و برخورد با افراد ملايم و نرم و مهربان بود اما در مسائل اصولي و كلي دين و اجراي احكام الهي انعطاف ناپذير و با صلابت بود . اگر كسي قانوني را زير پا مي گذاشت او را بدون مسامحه تنبيه مي كرد .

بعد از فتح مكه زني از طايفه قريش دزدي كرد . هنگامي كه حد اسلامي ثابت شد . سفارشها از اطراف شروع شد و از پيامبر خواستند از اجراي حد صرفنظر كند اما حضرت فرمود: قانون الهي را نمي شود تعطيل كرد.[26]

آن حضرت در عين اينكه با باطل هرگز سازش نكرد اما با مردم و پيروان خود از سر رفق و مدارا رفتار كرد . وقتي كه مامور شد كه دعوت را علني كند و از مشركين اعراض كند". و اعرض عن المشركين " [27]

اما در مورد خويشان مامور شد .

" و انذر عشيرتك الاقربين واخفض جناحك لمن اتبعك من المومنين[28]. در برابر مومنين كه از تو پيروي مي كنند ، مهربان و فروتن باش و پر و بال رحمتت را بر پيروان با ايمانت با تواضع بگستران . اين تعبير كنايه از برخورد و توام با محبت و ملاطفت با مردم است . همان گونه كه پرندگان هنگامي كه مي خواهند به جوجه هاي خود اظهار محبت كنند آنان را زير بال و پر مي گيرند .

رسول خدا در عين اينكه مظهر صفت رحمانيت الهي است . " رحماء بينهم "  مظهر صفت خشونت و عذاب الهي هم هست " اشداء علي الكفار"[29] لذا در آيات الهي عدم مداهنه و سازش ناپذيري با مهرباني و رفق ورزي جمع شده است .

 

دلسوزي و مهرباني در سيره پيامبر اعظم

دلسوزي و رافت و مهرباني در سيره پيامبر اعظم كاملا مشهود بود و خداوند رسول اعظمش را در قرآن اينگونه توصيف مي نمايد . "حريص عليكم لعلك باخع نفسك الا يكون مومنين" [30]

اي رسول ما گويي مي خواهي جان خود را بخاطر اينكه آنها ايمان نمي آورند از شدت اندوه بر باد دهي .

باخع به معني هلاك كردن خويشتن از شدت غم و اندوه است و اين تعبير نشان مي دهد كه پيامبر اعظم تا چه اندازه نسبت به مردم دلسوز و مهربان بود . در آغاز سوره طه فرمود : " طه ما انزلناه عليك القران لتشقي" [31]. ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خودت را به زحمت بيافكني .

به خاطر شدت علاقه اي كه به هدايت مردم داشت به قدري دلسوزي داشت آيه نازل شد : ما تو را نفرستاديم كه خودت را به درد سر بياندازي .

روزي پيامبر اكرم (ص) دوازده درهم به علي (ع) داد و فرمود : لباس براي من بخر . حضرت به بازار رفت و لباسي براي پيامبر تهيه نمود . پيامبر فرمود : اگر لباس ارزانتر و ساده تري باشد ، بهتر بود . اگر فروشنده حاضر است لباس را برگردان . اميرالمومنين (ع)  لباس را برگرداند و پول را پس گرفت و به خدمت پيامبر برگشت . رسول خدا با علي (ع) بسوي بازار حركت كردند . در راه كنيزي را ديدند كه گريه مي كند . از حالش جويا شدند . عرض كرد چهار درهم پول براي خريد جنس به من داده اند ولي پول را گم كرده ام و اكنون مي ترسم به خانه برگردم . پيامبر رحمت چهار درهم به او داد و آنگاه به بازار رفتند و پيراهني به قيمت چهار درهم خريدند .

هنگام بازگشت برهنه اي را ديدند لباس را به او بخشيدند و دوباره به بازار برگشته و پيراهن ديگري خريدند در راه بازگشت به خانه دوباره آن كنيز را ديدند كه ناراحت است و مي گويد چون برگشتش به خانه طول كشيده مي ترسم مرا توبيخ كنند . پيامبر اعظم همراه كنيز به منزل صاحبش رفت . صاحب خانه به احترام پيامبر ، كنيز را بخشيد و او را آزاد نمود . رسول اكرم فرمود : چه دوازده درهم با بركتي كه دو برهنه را پوشاند و يك نفر را آزاد كرد .[32]

 

عفو و گذشت در سيره پيامبر اعظم

پيامبر رحمت نسبت به مردم با بزرگواري و مهرباني رفتار مي كرد . بد رفتاري و بي حرمتي به خود را نديده مي گرفت و از خطاي ديگران به راحتي مي گذشت . كينه كسي را در دل نگه نمي داشت . در صدد انتقام بر نمي آمد .

روح نيرومندش كه در سطح بالاتر از انفعالات نفساني و عقده هاي روحي قرار داشت عفو و بخشايش را بر انتقام ترجيح مي داد . عذر خواهي افراد را مي پذيرفت . حضرت امير (ع) مي فرمود : " كان رسول الله اجود الناس كفا و اكرمهم عشره" [33]. رسول خدا از همه بخشنده تر و از همه مردم در معاشرت بزرگوارتر بود .

" يقبل معذره المعتذر اليه" [34]. عذر خواهي كسي را كه از او معذرت مي طلبيد قبول مي فرمود . هرگز بدي را با بدي پاسخ نمي گفت بلكه از بديها و سيئه مردم در مي گذشت .

" ولا يجزي السيئه بالسّيئه و لكن يعفو و يصفح " [35]. در برابر جفا و تندي ديگران با بزرگواري برخورد مي كرد .

" يصبر للغريب علي الجفوه في منطقه و مساكنه" [36].

در مقابل تندي نه تنها  با او برخورد نمي كرد و مقابله به مثل نمي نمود بلكه دستور مي داد چيزي به او عطا نمايند لذا در جنگ احد با آنهمه وحشي گري و اهانت كه به جنازه عموي ارجمندش حضرت حمزه سيد الشهدا روا داشته اند دست به عمل متقابل با كشتگان قريش نزد و در فتح مكه وقتي كه به ابوسفيان و هنده و سران قريش دست يافت در مقابل انتقام بر نيامد . حتي ابو قتاده انصاري كه مي خواست زبان به دشنام آنان بگشايد از بدگويي منع كرد .

پس از فتح خيبر جمعي از يهوديان كه تسليم شده بودند غذاي مسموم براي حضرت فرستادند اما حضرت آنان را به حال خودشان رها كرد . زن يهودي وقتي که خواست در كام آن حضرت زهر بريزد او را نيز عفو نمود . در مراجعت از غزوه تبوك جمعي از منافقان در سوء قصدي كه به جان حضرت كردند و خواستند مركبش را رم بدهند تا در پرتگاه سقوط كند با اينكه پيامبر آنان را شناخت با همه اصرار يارانش اسم آنان را فاش نساخت و از مجازاتشان صرفنظر فرمود . [37]

به پيامبر عرض كردند به مشركين نفرين كن مي فرمود : من براي لعنت نيامدم بلكه براي رحمت فرستاده شده ام  . گاهي بعضي از ياران عرض مي كردند كه به دشمنان نفرين كند اما حضرت نه تنها نفرين نمي كرد . بلكه در حق آنها دعا مي كرد و مي فرمود خداوند اين مردم را هدايت فرمايد . لذا فرمود : " ارحموا من في الارض يرحمكم من في السماء" [38] . به انسانها در زمين رحم كنيد تا آناني كه در آسمان هستند به شما رحم كنند .

خداوند متعال هم به پيامبر اعظم فرمود : " فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك فاعف عنهم واستغفر لهم" [39].

در پرتو رحمت خدا تو را خوش خلق گردانيد و اگر سخت دل بودي ، مردم از گرد تو متفرق مي شدند . پس چون امت بد كنند از آنان در گذر و از خدا براي آنها طلب آمرزش كن .

 

 

 فهرست منابع

1-   قرآن کريم

2-   نهج البلاغه

3-   آمري -  عبدالواحد -  غررالحكم و دررالكلم -  موسسه الاعمي -  بيروت -  1407 ق

4 -  الحراني -   ابن شعبه -  تحف العقول -  مكتبه بصيرتي -  قم -  1394 ق

5-   دلشاد -  مصطفي -  خلاصه سيره نبوي -  انتشارات دريا-  تهران -  اول - 1352 ش

6 -  دهخدا -  علي اكبر -  لغت نامه -  سازمان لغت نامه دهخدا -  تهران -  اول -  1352 ش

7 -  صدوق ، محمد -  عيون اخبار الرضا -  دارالكتب الاسلاميه -  تهران -  پنجم -  1371 ش

8 -  الطبرسي ، رضي الدين -  مكارم الاخلاق -  موسسه انتشارات فراهاني -  تهران -  1381ش

9 -  طباطبايي -  محمد حسين -  سنن النبي (ص) -  انتشارات همگرا-  قم

10 -  كليني -  محمد -  اصول كافي - دارالكتب الاسلاميه-  تهران -  1365 ش

11 -  مجلسي -  محمد باقر -  بحارالانوار -  موسسه الوفا -  بيروت -  1404 ق

12 -  مطلبي -  ابوالحسن -  سيره نبوي -  انتشارات كليدر -  تهران - اول - 1380 ش

13 -  نراقي -  محمد مهدي -  جامع السعادات -  منشورات جامعه النجف -  1383 ق

14 -  نوري -  ميرزا حسين -  مستدرك الوسائل -  موسسه آل البيت -  بيروت -  اول -  1408 ق

 

[1] - لغت نامه دهخدا

[2] -  جامع السادات ج 1 ص 340

[3] -  سيره نبوي ص 152

[4] -  اصول كافي ج 2 ص 117

[5] - خلاصه سيره نبوي ص 276

[6] -  وسائل الشيعه ج 8 ص 302

[7] -  آل عمران 159 )

[8] -  مستدرك الوسائل ج 9 ص 35

[9] -  اصول كافي ج 2 ص 117

[10] -  خلاصه سيره نبوي ص 277

[11] -  غررالحكم ج 1 ص 372

[12] -  غررالحكم ج 2 ص 372

[13] -  غررالحكم ج 1 ص 275

[14] -  غررالحكم ج 2 ص 89

[15] -  خلاصه سيره نبوي ص 279

[16] -  قلم 4 )

[17] -  نساء 77 )

[18] -  عيون اخبار الرضا ج 1 ص 318

[19] -  آل عمران 159 )

[20] -  خلاصه سيره نبوي  279

[21] -  خلاصه سيره نبوي ص  280

[22] -  يوسف 92

[23]  -  خلاصه سيره نبوي ص 283

[24] -  تحف العقول ص 26

[25] -  نهج البلاغه نامه 53

[26] -  سيره نبوي شهيد مطهري

[27] - حجر 94 )

[28] -  شعرا 214 )

[29] - فتح 29)

[30] شعرا 3 )

[31] -  طه 2 )

[32] -  بحار الانوار ج 16 ص 250

[33] -  مكارم الاخلاق ص 17

[34] -  سنن النبي ص 75

[35] -  سنن النبي ص 75

[36] -  مكارم الاخلاق ص 67

[37] - سيره نبوي ص 127

[38] -  مستدرك الوسائل ج 9 ص 55

[39] -  آل عمران 159 )



امروز : دوشنبه 15 شهريور 1389



مرکز نشر اندیشه مدارا و تدبیر
منوی اصلی
صفحه اصلی
لینکستان
جستجوی پیشرفته
تماس با ما
سایر منو ها
مدیریت
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
حاضرین در سایت
7 میهمان حاضرند
   
 
 

Nourmohammadi @ Copyright 2008-2009 : استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع مجاز مي باشد