|
ویژگیهای یک وزیر آموزش و پروش کارآمد |
|
|
|
نویسنده مدیریت سایت
|
|
1388/07/14 ساعت 13:43:48 |
|
مهرداد ناظری - با توجه به اینکه اکثر وزرای انتخابی احمدی نژاد توانستند از مجلس رای اعتماد بگیرند، اما وزارت آموزش و پرورش همچنان یکی از معدود کرسیهایی است که صندلی اش خالی مانده است. عدم رای اعتماد مجلس به سوسن کشاورز و تردیدها در مورد فاطمه آلیا نشان میدهدکه حساسیتهایی در مورد این وزارتخانه وجود دارد. حساسیتهایی که بخشی از آن به مشکلات دو دهه گذشته و بخشی از آن به شرایط امروز کشور بر میگردد. بر همین مبنا شاید بتوان گفت آموزش و پرورش جزو معدود وزارتخانههایی است که نمیتوان با گرایشهای سیاسی و ایدئولوژیک برای آن تصمیم گیری نمود. تجربه نشان داده که هر وقت دولتی برای وزارت آموزش و پرورش فردی کم تجربه یا با یک گرایش سیاسی، فکری خاص را انتخاب نموده در مدت کوتاهی با مشکلات و مسائل فراوانی مواجه شده است. مسائلی که به شکل عینی وزارت آموزش و پرورش در طول 4 سال پیش نیز با آن مواجه بوده است. وتغییر علی احمدی با توجه به اینکه تصور میشد بتواند در این پست ابقا شود، حکایت از این دارد که مسائل و تنگناها در این وزارتخانه جدی است. مسائلی شامل کسری بودجه، دستگاه عریض و طویل اداری، دیوانسالاری گسترده، خواستهها و مطالبات معیشتی معلمها، انتظارات فراگیر والدین، تحول در فرایند آموزشی باتوجه به تغییرات جهانی، بخشی از خواستههای مردمی است که دولت دهم و شخص وزیر آموزش و پرورش میبایست برای آنها اندیشهای داشته باشد. شاید یکی از دغدغههای اصلی، کسری بودجه آزار دهنده این وزارتخانه باشد که در طول 20 ساله گذشته به شکل حل نشدهای باقی مانده و پیش بینی میشود امسال رقم کسری به بیش از 60 درصد برسد.و این در حالی است که انتظار برای تحول در روشهای آموزش، خواستهها و مطالبات معلمهاو... بار این کسری را تشدید خواهد نمود. بر همین اساس طبیعی است که فردی که میخواهد بر روی این صندلی بنشیند باید از توانایی مدیریتی و فکری بسیار بالایی برخوردار باشد
لذا با توجه به اینکه بزودی قرار است. فرد مورد نظر از سوی احمدی نژاد به مجلس معرفی گردد به برخی ویژگیهایی که وزیر مطلوب آموزش و پرورش باید حائز آن باشد، اشاره میشود قبل از آنکه به این مقوله بپردازیم، باید دانست که برای انتخاب هر وزیر یک سری ویژگیهای عام و خاص وجود دارد که 3 ویژگی را میتوان در سطح عام و برای همه کرسیهای وزارت در نظر گرفت: اول آنکه وزیر انتخابی باید در زمینه مورد نظر تخصص و کفایت را از لحاظ علمی داشته باشد و در این زمینه کتابها و مقالاتی را به بازار عرضه نموده باشد، در واقع تناسب تحصیلی با کار در وزارتخانه نکته بسیار مهم و ضروری میباشد. دوم اینکه وزیر انتخابی باید در زمینهای که میخواهد سکان ریاست آن را عهده دار گردد، تجربه مفید کاری را داشته باشد. اگر فردی که قرار است وزیر آموزش و پروش یا وزیر نفت گردد، تجربه کار در این رشته چه در وزارتخانه و چه در سایر موسسات و مراکز مشابه را نداشته باشد، در آن صورت باید بنشینیم و انتظار داشته باشیم که وزیر انتخابی در طول 4 سال با روش خطا و آزمون به تجربه لازم در این زمینه دست یابد. در حالی که پست وزارت هرگز مکان مناسبی برای کسب تجربه نخواهد بود سوم اینکه وزیر انتخابی باید تجربه کار در زمینههای مدیریتی را داشته و قبل از ورود به اتاق وزارت، حداقل مدیریت اتاقهای پایین تر را در کارنامه خود داشته باشد ضمن اینکه برخی ممکن است تخصص لازم را داشته باشند اما توانایی وقابلیت مدیریتی را نداشته باشند که در این صورت فرد نمیتواند در پست وزارت موفق گردد اما در کنار ویژگیهای عام، وزیر آموزش و پرورش باید حائز اولویت، توان مندیها، تفکرات و برنامه ریزی به شرح زیر باشد.اول آنکه با توجه به نقش کلیدی آموزش در دنیای پست مدرن امروزی، وزیر هرگز نباید با نگاه سیاسی و بعضا مغرضانه به مسائل آموزش بپردازد. تجربه ناموفق ایران در زمینه آموزش در طول 2دهه اخیر حاکی از این است که اکثر تصمیم گیریها و سیاستگذاریها در این وزارتخانه با اندیشههای سیاسی همراه بوده و عموم کسانی که برای این پست انتخاب شدند، شخصیتهای برجسته سیاسی بودند که با رویکرد پیشینی خود به سراغ حل مسائل رفتند. در حالی که حل مسائل آموزش و پرورش با نگرش عمیق و همه جانبه به تعلیم و تربیت و با استفاده از نظریههای علمی، خارج از هر تعلق سیاسی میسر میگردد. هر چند که محققان در طول تاریخ به این نکته اشاره داشته اند که بین آموزش و پرورش و نظام سیاسی پیوند وجود دارد و به تعبیر جیمز کلمن هر چه که در دولت است در مدرسه هم هست، اما بسیاری از این نخبگان بر این باورند که اگر آموزش و پرورش رها ازقیود و تعلقات سیاسی رشد یابد، در نهایت میتواند به توسعه سیاسی در یک کشور کمک نماید. لذا زمانی وزیر آموزش و پروش در ایران میتواند موفق باشد که بتواند بارهایی ذهنی از مسائل سیاسی انتظارات و نیازهای آموزشی کشور را پاسخ گفته و به مطالبات بیش از 14 میلیون دانش آموز، یک میلیون کارمند و بیش از 10 میلیون خانواده پاسخگو باشد. در واقع رابطه میان رییس جمهور و وزیر نباید یک رابطه خطی یکسویه باشد که همواره دستور العملهای سیاسی از دولت صادر و به وزارتخانه آموزش و پرورش منتقل گردد. چون در صورت وجود چنین رابطهای تصمیم گیریها با خواستهها و مصلحتهای سیاسی همسازتر خواهد بود و کمتر به الزامات و اصول ضروری توجه میشود که در برنامهریزیهای آموزشی باید مد نظر قرار گیرد. دومین مورد اینکه وزیر انتخابی آموزش و پرورش نباید روحیه انقلابی و رادیکال داشته باشد و به دنبال یک روش انفجاری برای بروز موفقیت در کوتاه مدت باشد. هر چند که نظام آموزش و پرورش ایران نیاز به خانه تکانیهای اساسی دارد وباید در بنیادهای برنامهریزی،هدفها، راهبردها الگوها و روشها تغییر ایجاد نموده و در راستای کوچک سازی و توانمندسازی پیش رود اما تجربه ناموفق تغییرات ساختاری نشان میدهد که بهترین رویکرد برای آموزش و پرورش، رویکردی انتقادی،اصلاحی است که میتواند به مرور این دستگاه عریض و طویل غیر منعطف را اصلاح نماید. بنابراین اگر وزیر بخواهد با عینک ساختار شکنی وارد میدان شود، ممکن است صدمات و لطمات فراوانی به این وزارت مهم و در نهایت نظام تحصیلی کشور وارد ساخته که مضرات آن قطعا بیشتر از مزایای آن خواهد بود. اهداف بزرگ همیشه ابزار مناسب خود را جهت حصول به آن اهداف میطلبد که هم اکنون با توجه به ضعفهایی که در این زمان از لحاظ کسری بودجه، مدیریت منابع انسانی، قواعد رسمی حاکم بر مدارس، بوروکراسی دست و پاگیر... وجود دارد، محقق نخواهد شد. سومین مورد اینکه وزیر انتخابی آموزش و پرورش باید روحیه خلاق داشته باشد و از تفکر خلاق حمایت نماید. در دنیای امروز با توجه به اینکه آموزش کودکان و نوجوانان وابسته به تحصیل در مدارس نیست و آنها میتوانند از کانالهای متعدد و متنوع مثل اینترنت، ماهواره و... به اطلاعات و آگاهی لازم دست یابند بنابراین پیاده کردن و اتخاذ ایدههای خلاق میتواند نقش موثری در ایجاد تحول مثبت و کارآمد در آموزش داشته باشد. هم اکنون در ژاپن به آموزشهای خارج از سیستم رسمی بسیار اهمیت داده میشود، به طوری که بیشتر بچهها بسیاری از توانمندیهایشان را در خارج از نظام رسمی و احیای آموزش به دست میآورند، ضمن اینکه مدارس رسمی هم برای عقب نماندن از قافله به سرعت در حال تغییر دادن ساختارهای خود و همساز شدن با روشهای خلاقی شده اند که در جهان بیرون در حال شکل گیری است. اما تحقیقات نشان میدهد که یکی از نقاط ضعف آموزش و پرورش ایران این است که چه حوزه کلان و نهادی و چه در سطح خرد عنصر خلاقیت، حلقه مفقوده این نظام است. نه تنها سیاستگزاریها و تصمیم گیریها به رشد ابتکار و خلاقیت در آموزش منجر نشده است بلکه این ظاهرا به یک سازمان غیر کارآمد، ضررده، و تا حد زیادی خشک و غیره منعطف مبدل ساخته است. از سوی دیگر این روند باعث شده که علیرغم اینکه آموزش و پرورش درصد بالایی از بودجه کشور را به خود اختصاص میدهد، اما نتواند این منابع را به درستی مورد مصرف و استفاده قرار داده وبسیاری از منابع بودجهای و مالی در لابه لای دستگاه عظیم دیوانسالاری مستهلک گردد. که این امر باعث تشدید نارضایتی معلمها، خانوادهها و حتی بخشی از بدنه دولت از روند حاکم بر این سازمان شود. بنابراین وزیر پیشنهادی باید بتواند استراتژی رشد ایدههای خلاق را داشته باشد و بتواند با راه کارهای مناسب و نو گرایی راه را برای ورود خلاقیت به سیستم باز نماید. در واقع شاید لازم باشد در بودجه سرانه دانش آموزی بخشی را به رشد روشهای خلاق اختصاص داد. چهارمین موردی که باید به آن توجه داشت، این است که وزیر انتخابی باید توانایی ایجاد استقلال در آموزش و پرورش را داشته باشد. در حال حاضر این نگرانی وجود دارد که عدم توجه به شوراهای مختلف از معلمها، دانش آموزان و عدم اعتماد به مدیران در سطح خرد( مدارس) میتواند مشکلات و نارساییها را تشدید نماید. بنابراین بهتر است وزیری که در این پست به کار گرفته میشود به این مساله یعنی استقلال و خود رهبری مدارس توجه داشته باشد تجربه نشان داده که هر وقت برنامه ریزیها در بالای هرم و در اتاقهای در بسته انجام میگیرد،در سطح عملیاتی با بن بست و ناکار آمدی مواجه میشود. لذا اگر وزیر محترم انتخابی بتواند حوزه اختیارات مدارس را گسترش دهد و آنها را از مجریان برنامههای خشک آموزش به مبتکران برنامهریزی مبدل سازد، نتیجتا سطوح اعتماد در حیطه وسیع تری گسترش مییابد. متاسفانه تاکنون به دلیل عدم اعتماد به ردههای پایین هرم این واگذاریها به شکل کامل صورت نگرفته و همین مساله باعث افت راندمان و بهره وری آموزش شده است. و امروز ما خسارتهای فراوانی در اثر این نوع نگاه پرداخت مینماییم. چون همیشه این ترس وجود دارد که اگر اختیارات به ردههای پایین منتقل گردد، مبادا با حذف تمرکز مدیریتی، اصل کلاف از دستمان رها شود؛ در حالی که فقدان تصمیم گیری از پایین و مدیریت دموکراتیک یک عامل اساسی عقبماندگی آموزشی ایران امروز است. نکته پنجم که وزیر آموزش و پرورش باید به آن توجه داشته باشد، بحث چرخش اطلاعات در این سیستم است. چرخش اطلاعات یعنی استفاده از آخرین دستاوردهای علمی و آموزش روز دنیا و تعامل بیشتر با جهان امروز پیدا کردن است. در واقع شاید تنها راز موفقیت این نهاد در ایران، حذف موانع و انسدادهای اطلاعاتی باشد که راهکار آن نیز با ایجاد اتاقهای فکر و استفاده از نظریات نخبگان، روزنامه نگاران و روشنفکرانی میسر میگردد که چه در ایران و چه در سایر نقاط جهان حرفها و ایدههای نوینی برای گفتن دارند. در نظام آموزش و پرورش فرانسه ضمن ایجاد حلقههای مشاوره در سطوح دانش آموزی، اولیا، مربیان و معلمها از آخرین دستاوردهای علمی،فکری نخبگان اعم از مقالات، کتب و نظریات آنها به شکل جدی و راهبردی استفاده میشود. گفته میشود در این کشورجلسات انجمن اولیا و مربیات و شوراهای دانش آموزی دو منبع مهم تغذیه برنامه ریزیها و تحولات آموزشی هستند. نکته آخری که وزیر آموزش و پرورش با آن مواجه است حل مسائل معیشتی، وضعیت حقوقی معلمها و بویژه حق التدریسیها میباشد. تازمانی که وزیر آموزش و پرورش انتخابی نتواند راهکاری برای رفاه بیشتر این قشر بیابد یقینا نمیتواند از محبوبیت بالایی در میان فرهنگیان برخوردار گردد. هر چند که وزارتخانه با نیروی مازاد مواجه است، اما تازمانی که مشکل اشتغال در کشور وجود دارد و بخش خصوصی رشد لازم را نیافته طبیعی است که درخواست برای ورود به شغل معلمی با همه کمبودها و کاستیها وجود دارد و نیروهایی در قالب حق التدریسی وجود خواهد داشت که باید به نیازها و خواستههای آنها توجه شود، ضمن اینکه مشکلات اقتصادی فقط شامل حال تازه واردها و نیروهای غیر رسمی نمیباشد و همواره مساله عدالت در مورد این قشر زحمتکش اعم از رسمی و غیر رسمی رعایت نشده است. از سوی دیگر لازم است با توجه به تاخر فرهنگی آموزشی که معلمها بعد از انقلاب اطلاعاتی پیدا کرده اند، زمینه باز آموزی آنها فراهم گردد. امروز یکی از مسائل مدارس ما این است که کودکان عصر اطلاعات از معلمهای خود در بسیاری از زمینهها جلوتر هستند. در نهایت ناگفته نماند وزیر آموزش و پرورش باید عاشق دانش آموزان باشد و بتواند به چهرهای محبوب نزد آنان مبدل گردد. در واقع بهترین شیوه حل مسائل آموزشی استفاده از نظر و اندیشه خود دانش آموزان است. که این امر با عشق به آنها و همذات پنداری با خواستهها و تقاضاهای آنها میسر خواهد شد. در واقع مدیران اصلی نظام آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم خود دانش آموزان هستند و وزیر محترم آموزش و پرورش صرفا حافظ و حمایت کننده منافع و خواستههای آنها است. |