|
نویسنده مدیریت سایت
|
|
1388/07/14 ساعت 13:38:34 |
|
محمدمحمدی اشتهاردی - امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ از کوفه به سوی جبهه صفین (ناحیه شام) حرکت کرد. در مسیر راه از شهر «اَنبار» گذشت، کدخداهای شهر انبار به عنوان احترام به امام، از مرکب های خود پیاده شدند (مردم انبار به این شکل به شاهان و بزرگان احترام میگذاشتند) و به سرعت به سوی
علی ـ علیه السلام ـ شتافتند و در پیشاپیش او شروع به دویدن کردند. (او را این گونه اسکورت کردند).امام ـ علیه السلام ـ به آنها رو کرد و فرمود: «این کار شما چه معنی دارد؟». پاسخ دادند: «این رسمی است که ما به وسیله آن زمامداران خود را احترام میکنیم». امام فرمود: «سوگند به خدا، زمامدارن شما از این گونه کار، سودی نمیبرند، و شما خود را در دنیا با این کار به مشقّت و سختی میاندازید و در آخرت بدبخت خواهید بود، و چقدر زیانبار است مشقتی که مجازات الهی را در پی داشته باشد و چقدر پر سود است، آرامشی که در پرتو آن، انسان از عذاب الهی محفوظ بماند».[1] و نیز نقل شده: آن حضرت از جبهه صفین بازگشت و وارد کوفه گردید. از محلهای که قبیله «شبامیین» در آن سکونت داشتند، عبور کرد. دید زنها برای کشته شدگان جنگ صفین گریه میکنند.در این هنگام یکی از سران این قبیله به نام «حرب بن شرحبیل» به حضور آن حضرت آمد. امام به او فرمود: «این گونه که احساس میکنم، زن های شما بر شما مسلط شدهاند آیا آنها را از گریه کردن، باز نمیدارید؟!».در این وقت «حَرب» پیاده در کنار امام ـ علیه السلام ـ که سواره بود حرکت میکرد، امام به او فرمود: «ارجع فانّ مشی مثلک مع مثلی فتنه للوالی، و مذله للمومن؛ باز گرد، زیرا پیاده آمدن شخصی مثل تو، در رکاب مثل من مایه غرور حاکم و ذلت برای مؤمن است».[2]
به این ترتیب، امام علی ـ علیه السلام ـ از حرکات ذلت بار که نشانه یک نوع تملق و خواری است، نهی کرد و درس مناعت طبع و خود سازی و عزت و استقلال روح را به انسانها آموخت. (با توجه به این که مرز بین تواضع و ذلت و همچنین مرز بین تکبر و عزّت باریک است که باید موارد هر کدام را شناخت، تا کار نیک به جای کار بد و به عکس، انجام نشود). [1]. نهج البلاغه، حکمت 37. [2]. نهج البلاغه، حکمت 322. |